گاهی  دلت میگیرد،گاهی دلت میسوزد،گاهی دلت میخواهد اشک بریزی،گاهی دلت میخواهد داد بزنی،

گاهی دلت میخواهد کسی باشد بغلت کند،گاهی دلت میخواهد تنها باشی، گاهی هم هیچکاری نمیتوانی بکنی.

گاهی با خودت فکر میکنی یعنی واقعا لیاقتت همین بود؟! بعد که به کارهای یک روز پیش و یک هفته قبل و یک ماه و دو ماه قبلت که نگاه میکنی میبینی، بجز آن چند مورد غیبتی که کردی دیگر چیزی نبوده که بخواهد اینطور تنبیه شوی!خب این که از بیخ عیب دارد، یعنی عدالت خدا همین است؟! که به همین موردت گیر بدهد و بعد اینجوریَت شود؟ نه!!

پس میروی سراغ گزینه بعدی؛

بعد میگویی نکند شده ای مثالِ : هرکه در این بزم مقرب تر است،جام بلا بیشترش میدهند!

به اینجا که میرسد دوست داری حداقل خدا هم یک اِهِن و اوهونی بکند که بفهمی حواسش به تو هست جدی جدی!

--------------------------------------------------------

کم کم به این نتیجه رسیده ام که اینجا مکانی شده است برای بازگو کردن دلتنگیهایم ، صرفاً !

من معتقدم شانس که به آدم روو بیاورد عجیـــــب خوشبحالت میشود و وای به حالت میشود وقتی شانس رو برگرداند! دیگر از چپُ راست و درُ دیوار برایت میرسد! حالا مَثَل ما شده. که هِی همینجور دارد برایمان میــــــرسد!

*********************

چند وقتیست مشکل پیدا کرده ام با محیط کارم. دعا کنید همه چیز درست شود.