8سال پیش
چند روز پیش درون صندوقچه ای نه خیلی قدیمی، فیلمی خانوادگی پیدا کردم که بر میگشت به ۸سال پیش!
نگاهش کردم و با دیدنش روحم شاد شد!
آنوقت ها موهایِ بابا هنوز کاملاً سیاه بود، دختر دائی زنده بود و چشمهای دائی غم نداشت! دختر عمه چاق بود و زن عمو بینیَ ش را عمل نکرده بود.
جالبتر از همه خودم بودم! من به خودم هم کلی خندیدم! با آن قیافه ای که فکر میکردم چقدر خیره کننده است!یادش بخیر، چقدر الانم با اون حالم فرق کرده!!
از فیلم که بگذریم ۱چیزِ دیگر هم نسبت به آنوقتها کلی فرق کرده:
اینکه یا ما هیچی از مشکلات حالیمان نبود یا مشکلات اینقدرها بزرگ نبود که به چشم بیاید...!!!
+ نوشته شده در ساعت 6:9 توسط بانو
|