آخر خط
چند نفس عمیق میکشم.حالم که سر جایش آمد شروع میکنم به نوشتن:
روزها چه زود غبار سال میگیرند؛انگار همین دیروز بود که شروع کردم به نوشتن در اینجا! بقول مریم حالم شبیه آدمهاییست که فقط خودشان روز تولدشان را یادشان مانده!
دارم کم کم به این نتیجه میرسم که دیگر به شدّت گذشته ها ننویسم!
شاید اینجا آخر خط است!که گاهی این آخرخطهاست که به آدم یاد میدهد که اول یک خطّ درست کجاست؛ شاید این آخرِخط هم یکی از همانهاست!
ـــــــــــــــــــــــــ ------------------------ـــــــــــــــــــــــــــ
مینویسم اما فقط گاهگاهی که دلم برای شما دوستانم تنگ شد،بلکه بهانه ای شود برای کشاندنتان به اینجا تا بخوانیدم و فراموشم نکنید و من از داشتن چنین دوستانی لذّت ببرم![]()
+ نوشته شده در ساعت 15:15 توسط بانو
|