بوی ریا می آید حاجی!
حاج آقا! همینجور که آستین هایش را برای وضو بالا میزد،گفت:چرا من که آمدم و رفتم از جلوی پایم بلند نشدی؟!
فکّم افتاد و فقط نگاهش کردم.با لحنی ملایم اما سرزنش بار ادامه داد: ازین به بعد رعایت کنید!
من نمیدانم حاج آقا چندبار حج رفته،نمیدانم خدایش قبول کرده یا نه!اما حالا میدانم که دیگر بدم می آید که حاج آقا صدایش کنم!
کاش حرمت بعضی لقب ها را نگه میداشتند بعضی ها !
نمیدانم چرا (اما نه،فکر کنم می دانم چرا) وقتی بعد از اتمام نماز حاج آقا رفتم نمازخانه، با استشمام بوی ادوکلن حاج آقا -که الحقُ والانصاف بوی خوشی دارد- ناخودآگاه گفتم: عجیب بوی ریا می آید حاج آقا!خدا عاقبت همه مان را به خیر کند!
می گویند:((وقتی ارزش ها عوض می شوند،عوضی ها باارزش می شوند.)) راست می گویند، راست می گویند.
